
باورش سخته هنوزم
تو نباشی توی شعرام
من دیگه از کی بخونم
حالا که می خوام بمونی
شعر رفتنو می خونی
قلب من عاشقتریـنه
اینو از چشام می خونی
دست تو تو دست من بود
نمی دونم کی تو رو ازم گرفت
نمی دونم که کدوم نگاهشون
قصه ی جدایی رو برام نوشت
میگی به خاطر من از عشقمون گذشتی
بمون بذار از اسمت یه شعر نو بسازم
نذار به جرم دیروز امروزمو ببازم
دارم میمیرم برات ، نذار بیافتم به پات
مگه گناهم چی بود که سرد شدخ اون نگات
به من یه فرصت بده تا دستاتـــو بگیرم
یا اینکه مال من شی یا پای تو بمیرم
برو بهونه ای نیار منتظر چی هستی
همش نگو قسمت نشد،گردن اینو اون نذار
نمی تونم مثل تو شم سادگیمو به روم نیار
بگــو کـــی عـوض شـــده غیر خــــودت
تو یکـــی مثل خودت می خــــوای و بس
بگو چـــــی عوض شده تو زندگیــــــت
زندگــــی فقط هـوس،فقط هـوس
هنوزم یه کم غرور مونده واسم که خام نشم
تو یادم دادی رو عشق هیچکی موندگار نشم
این روزا قلبت بد جوری با دل ما تا میکنه
امروز میگه دوست داره فردا حاشا میکنه
مثل تموم بختا ، بخت منم تو خوابه
سنگ صبورم اینجا طاقت غم نداره
طاقت اینکه پیشش گریه کنم نداره
حـالی واسـم نمونده ، دنیـا برام سرابه
داد میزنم که ساغی می خونه بی شرابه
یادی نکردی از من رسـم رفاقت این نیـســـت
اشکی برام نریختی ، عشق وصداقت این نیست
دشـمـن راه دورم درد دلـــم زیــــــــاده
جاده به جز جدایی هیچی به من نداده...
آن زمان که دوستمان دارند لجبازي ميکنيم و بعد...
براي آنچه از دست رفته آه ميکشيم ...
سهم تو شد روز تازه ، سهم من برات که بریزم
به همین سادگی کم شد عمر گلبوته تو دستم
گره از تو نیست میدونم خودم اینو از تو بستم
به جون ستاره هامون تو عزیزتر چشامی
هر جا هستی خوب و خوش باش، تا ابد بغض صدامی
تو رو محض لحظه هامون نشه باورت یه وقتی
که دوست ندارم، اینو به خدا گفتم به سختی
من اگه دوستت نداشتم پای غمهات نمی موندم
واست این همه ترانه، از ته دل نمی خوندم
اگه گفتم برو خوبم، واسه این بود که میدیدم
داری اب میشی،میمیری اینو از همه شنیدم
دارم از دوریت میمیرم در کنار من نسوزی
از دلم نمیری عمرم نفسهامی که هنوزم
تو رو محض خیره هامون که نفس نفس خدا شد
از همون لحظه که رفتی روحم از تنم جدا شد
تو که تنها نمیمونی ، منه تنها رو دعا کن
خاطراتمو نگه دار اما دستامو رها کن
دست تو اول عشقه بسپرش به آ خرین مرد
مردی که پشت یه دیوار واسه چشمات گریه میکرد...
تو رو از خدا میخواستم....؟؟؟
تو رو از خدا می خواستم تو شبی که بارش ابر از اسمون چشمام بارید و شد تنم سرد....؟؟؟؟؟
اسمتو من نوشتم با یک مداد مشکی که مونسم تو باشی تو که صدای عشقی
افتاب از نردبون صبح واسم یه دست تکون داد با یک نگاه اشنا طلوع و باز نشون داد
سر ورقای دفتر من پر شدن از گل یاس این عشقایی که میگن تو خواب یا تو رویاست
منی که عاشقونه دلم رو بت سپردم روزی چند بار از غصه میمردمو می مردم
از بس که رنج کشیدم یه روز خوش ندیدم پا به پای پرنده توی قفس دویدم...........؟
کاش می شد......؟؟؟؟؟؟؟
کاش می شد رو گونه هات بوسه های عشق و کاشت کاشکی این قلب منم یکی مثال تو رو داشت
خونه ی قلب من از نگاه تو ویرونه شد تا نگاه کردی به من طفلی دلم دیوونه شد
همه انتظار من یه روز به تو رسیدنه توی اسمون عشق یه روز با تو پریدنه
نقش تصویر منو تو رو تو قاب کشیدنه از لبای تو فقط دوست داشتنو شنیدنه....؟؟؟
شهر عشق......؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
شهر من شهر جدایی کوچه های بی لالایی رفتن تو موندن من بر سر هر چی دو راهی
تو عبور از هر خیابون دل من میگیره اسون یاد روزای گذشته منو کرده درب و داغون
کوچه پس کوجه ی این شهر واسه من خاطره داره پارک و میدون و خیابون تو رو یاد من میاره
توی بلوار دلتنگی دلم از غصه میگیره میرسم جراغ قر مز طفلی این دلم میمیره
پشت این چراغ قرمز می ایستم بدون تو من وقتی این چراغ سبز میشه میمیرم تو غصه وو غم
حالا نیستی با خیالت میرم از شهر جدایی میرمو پامو میزارم توی فصل بی صدایی
موندن من توی این شهر خیلی مشکل خیلی سخته دوری تو واسه ی من مثل برگ بی درخته
عا شق شکسته دل
ای عاشق شکسته دل غصه نخور غصه نخور کز میکنی یه گوشه ایی بغض گلوت و سر ببر
خالی بکن هر چی که هست از اون دلت که زود شکست دیدی که سهم تو از عشق حسرت بود و به دل نشست
سخته ولی چاره چیه باید فرا مو شش کنی......؟؟؟ باید ازش دل بکنی باز ترک اغوشش کنی .....؟؟؟
می دونم عاشقش بودی خواستی که لایقش باشی خواستی که تو دریا ی عشق همیشه قایقش باشی
هی میره از تو دور میشه عذاب به این تنت میاد هی میگه دوست ندارم دیگه سراغت نمی یاد
شمارش عشق........؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
بشنوید شما داستان عشقم با شمارش اعداد نوشتم
1و2و3 روز حادثه عشقم میرسه 4و5و6 قلب من اتیش زخم زبون نیش
7و8و9 رسیدم به تو قلبم مال تو شمارش معکوس این اعداد
اون از پیشم رفت ای دادو بیداد 9و8و7 عشق از پیشم رفت
6و5و4 موندم من بی یار 3و2و1 رفتم توی فکر..؟؟؟
اتیش عشق.؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
تو دلم اتیش عشقت تو سرم هوای رفتن ندارم دلی بزارم پیش تو واسه شکستن
من از اینجا بی تو میرم اینو از من به تو گفتن هیچکسی پیدا نمشه مثل من واسه تو مردن
مردمو در تو ندیدم عشقو از تو نشنیدم عشق تو باب دلم بود به تو هرگز نرسیدم...؟
خانه ی کوچک ما رو به خیابان در داشت تا خوشی در بگشاید برای دو نفر
پیچکی بودم دم پنجره ی رو به شمال سرو نازی توی باغچه به هوای دو نفر
پشت ان پنجره هر روز کسی می امد به تماشای خداوند به جای دو نفر
گاه گاهی غزلی بودو کمی حس قشنگ تا بخوانیم همیشه با صدای دو نفر
برق چشمان پلنگی تو روشن می کرد خانه ی ابری ما را به صفای دو نفر
بس که خوبی تو را خرج خودم می کردم یک نفر بود همیشه به فدای دو نفر
حرفمان بود که ازادی از انجا نرود تا ببخشیم عطایش به لقای دو نفر
انقدر حوصله کردیم که بارانی شد عطش سرخ بهاران به دعای دو نفر
شاید ان روز که از پنجره ها خسته شدی رفتی از خانه ولیکن به بهای دو نفر
با توام ای سهراب ای به پاکی چون اب
یادته گفتی بهم تا شقایق زنده ست زندگی باید کرد ؟
نیستی سهراب ببینی که شقایق هم مرد
دیگه با چی کسی رو دلخوش کرد ؟
یادته گفتی بهم اومدی سراغ من نرم و اهسته بیا
که مبادا ترکی برداره چینی نازک تنهایی تو
اومدم اهسته نرم تر از یک پر قو
خسته از دوری راه خسته و چشم براه
یادته گفتی بهم عاشقی یعنی دچار ؟
فکر کنم شدم دچار
تو خودت گفتی چه تنهاست ماهی اگه دچار دریا باشه
اره تنها باشه یار غم ها باشه
یادته می گفتی گاه گاهی قفسی می سازم می فروشم به شما
تا با اواز شقایق که در ان زندانیست دل تنهاییتان تازه شود
دیگه حتی اون شقایق که اسیر قفسه سهراب سائل یک نفسه
نیست که تازگی بره این دل تنهایی من
پس کجاست اون قفس شقایقت ؟ منو با خودت ببر به قایقت
راست می گفتی کاشکی مردم دانه های دلشان پیدا بود
اره کاشکی دلشون شیدا بود
من به دنبال یه چیز بهترینم سهراب
تو خودت گفتی بهم
بهترین چیز رسیدن به نگاهی ست که از حادثه ی عشق تر است
تو هم يکي مثل همه تو کجا ، عاشقي کجا
چي فکر ميکردم و چي شد عاشقي هرکي هرکي شد
بس که دروغ بود تو چشات آينه کج و کوله مي شد
حيف منو اون همه عشق اون همه باور و يقين
خيال مي کردم عاشقي سادگي منو ببين
کاش ميدونستم که دلت فقط يه بازيچه مي خواد
برام از عاشقي نگو تمومه هر چي بين ماست
گفتي خراب هم بشيم گفتي که هم سفر بشيم
گفتي تو عشق بيشتر از اين کمتر از اين کمتر بشيم
گفتي ولي پا نبودي آدم اين راه نبودي
ادعا پشت ادعا مال اين حرفها نبودي
بايد برم ، بايد برم برم ازت دل بکنم
برم و دورشم از چشمات تا خودمو پيدا کنم
اما قلب من ميگه که از تو دل نمي کنه
نم نم بارون آبي توي کوچه ميزنه
توي خلوت دلم پرنده پر نمي زنه
گريه ي ابرها دروغه،قصه چشات دروغه
دارم از نگات مي خونم همه حرفات دروغه
خسته شدم طاقت غم ندارم
عاشقي رو بايد يادت بيارم
دروغ نگو مال مني هميشه
حرفات ديگه باور من نميشه
برو ولي اينو بايد بدوني
هيچ کي ديگه عاشق تو نميشه
فکر نکن با رفتنت من هميشه بي قرارم
من براي با تو بودن حرف تازه اي ندارم
بين ما ديگه عزيزم راه برگشتي نمونده
حالا من از تو و عشقت يه عالم فاصله دارم
يه دل ميگه ميميرم بي نفس
يه دل ميگه برمو،يه دلم ميگه خو کن به هوس
يه دل ميگه پر رنگ ورياست
يه دل ميگه عين روياي ماست
يه دل ميگه نگمو ، يه دلم ميگه فردا بمان
يه دل ميگه پر از عشقم هنوز
يه دل ميگه که بساز وبسوز
يه دل ميگه سرکن بي فروغ،خو کن به دروغ،اين عمره دو روز
يک بود و هوا ، خستم به خدا ، نمي خوام بشم از تو جدا
روياي عزيز بر ديد و گريز بي عشق نمي تونم به خدا
سلطان قلبم بي تو سرابم، آلوده ي فکر نا جور و ترديد
برگرد و از من عشقي بنا کن ، کانون روحم به عشق تو لرزيد
حتي نگام عاشقش باز نشکست طلسممو
خواستم بگم هر چي که هست، مهر سکوتم نشکست
بغض گلومو باز گرفت، من کم شدم اون ننشست
راستش زبونم بند اومد ، بختک جوباجو سايه کرد
رفت و خلا منو گرفت ، من موندم و سکوت و درد
هر چي تو فکرم بود ، نبود خالي شدم از کلمه
خواستم که راحتم کنه ، خسته شدم يه عالمه
شايد يه لحظه ي ديگه فرصت عاشقي بشه
دوباره يه شانس ديگه شانس شقايقيم باشه
شايد يه جايي فرصتي لحظه مجالمون بده
گفتني رو بايد بگم گريه اگر امون بده
روزي که کسي سراغت نميگيره
يه روزي ميدوني من کي و چي بودم؟
روزي که از نبودنم غصت ميگيره
باشه خوبم از کنارت ساده ميرم
با وجود اينکه ميدونم مي ميرم
به خدا قدرمو ميدوني يه روزي
روزي که از تو جدا ميشه مسيرم
قدرمو ميدوني يه روز،يادم ميافتي شب و روز
صدام تو گوشت ميپيچه مثل يه آه سينه سوز
حسرت يک لحظه نگام ، دل تنگ ميشي بد جور برام
اون روزها دور نيست به خدا،حتي به خوابت نميام
يه روزي قدرمو ميدوني که ديره
اسم من از توي لحظه هات نميره
ديگه نيستم اون شباي پر ستاره
وقتي دلت بهونمو ميگيره
اما اون روز و خدا کنه نباشم
نشنوم از رفتن من غصه داري
من ميبينم اون شبايي رو که ديگه
واسه گريه شونه هامو کم مياري
بازم از تو،پرم از تو ،واسه تو روياي خستم
خوبه ديروز،با تو هر روز،از تو با خدا ميخونم
تو خيالت،توي راهت،باز توي کما ميمونم
تا وقتي کنارمي ميمونم،تاوقتي بهارمي ميتونم
ديگه طاقت دوري تو ندارم،ديگه نمي تونم
غربت لحظه ي خسته راه خنده هامو بسته
کمر گيتار عشقم زير بار غم شکسته
شب يلدام ساکت و سرد،حسرت شب خالي از غم
تا که دغ نکرده رويا ، تو رو جون لحظه برگرد
پس دلم تا کي فضاي غصه رو مهمونيه
من ديگه بسه برام تحمل اين همه غم
بسه جنگ بي ثمر براي هر زياد و کم
وقتي فايده اي نداره غصه خوردن واسه چي
واسه عشقهاي تو خالي ساده مردن واسه چي
نمي خوام چوب حراجي رو به قلبم بزنم
نمي خوام گناه بي عشقي بي افته گردنم
نمي خوام در به در پيچ و خم اين جاده شم
واسه آتيش همه يه هيزم آماده شم
يا يه موجود کم و خالي پر افاده شم
وايسا دنيا،وايسا دنيا من ميخوام پياده شم
همه حرف خوب ميزنن اما کي خوبه اين وسط
بد و خوبش به شما ما که رسيديم ته خط
قربونت برم خدا چقدر غريبي تو زمين
آره دنيا ما نخواستيم،دل و با خودت نبين
اين همه چرخيدي و چرخوندي آخرش چي شد
اين بليط شانست اخر بگو قسمت کي شد
همه درويش ، همه عارف ،جاي عاشق پس کجاست؟
اين همه طلسم و بد ، جاي خوش دعا کجاست؟
میدونم خوب میدونی تو تار و پود و ریشمی
توکه از دنیا گذشتی واسه یک خنده ی
من چرا من نگذرم از یه پوست وخون به اسم تن
تو خیالمم نبود دوباره عاشقی کنم
ممنونم اجازه دادی با تو زندگی کنم
نمیدونم چی بگم که باورت شه جونمی
توی این کابوس درد رویای مهربونمی
میدونی با تو پرم از شعر و ستاره
میدونی بی تو لحظه حرمتی نداره
می دونی در تو این خدا بوده که تونسته گل عشقو بکاره....
وقتی حتی پیشمی دلم برات تنگ میشه باز
عشق تو تو لحظه هام حادثه ساز و قصه ساز
به جون خودت که بی تو از نفس هم سیر میشم
نمی دونم چی میشه بدجوری گوشه گیر میشم
ممنونم که بچه بازی هامو طاقت میکنی
هر چقدر بد میشم اما تو نجابت می کنی
هر کجای دنیا باشم با منی و در منی
نگران حال و روزم بیشتر از خود منی
ــ از قفس چه مي داني ؟ گفتي : آزادي
ــ از تنهايي ؟ گفتي : همزباني
ــ از محبت ؟ : عشق
ــ از دوستي ؟ : صداقت
ــ از بهار ؟ : طراوت
ــ از سفر ؟ : انتظار
ــ از جدايي ؟؟؟؟؟؟؟؟؟ : ........
باز هم گفتم جدايي ؟ سکوت تو مرا شکست و به گريه انداخت .
به چشمانت نگاه کردم و گفتم بگو ...
تو آغوش به رويم گشودي و گفتي :جدايي ، هرگز ... بي تو من مي ميرم.
منــو تــو بــازيچه تقديــريـم
هر دو در بيراهه بي رحم عشق
با دل و احساس خود در گـيـريم
بيشــتــر از هـميـشـه دوستـت دارم
گرچه ازعاشقي وعاشق شدن بيزارم
زيــر آوار فـرو ريـخـتـه عـــشـــق
ازدلم چيزي نمانده که به توبسپارم
تو که همدردي مرا ياري ده
به من عـاشق امـيـدواري ده
اگرعشق باماسرياري نداشت
تو به من قول وفاداري ده
عشق يعني ياد يک روياي نرم
عشق يعني يک بيابان خاطره
عشق يعني چهار ديوار بدون پنجره
عشق يعني گفتني با گوش کر
عشق يعني ديدني با چشم کور
عشق يعني آبي بي انتها
عشق يعني تا ابد بي سرنوشت
عشق يعني آخر خط بهشت
عشق يعني گم شدن در لخظهها
عشق يعني يک سوال بي جواب
عشق يعني خستگي نا تمام
عشق يعني نرسيدن به هم
my id : kotlas_hellboy
نظرت ای دوست عزیز جهت پیشرفت است وبس
گر ندهی به دوستت نظر کل مطالب همین است وبس
پس نظر بدین تا مطالب جدید بیاد....![]()