
آن زمان که دوستمان دارند لجبازي ميکنيم و بعد...
براي آنچه از دست رفته آه ميکشيم ...
سهم تو شد روز تازه ، سهم من برات که بریزم
به همین سادگی کم شد عمر گلبوته تو دستم
گره از تو نیست میدونم خودم اینو از تو بستم
به جون ستاره هامون تو عزیزتر چشامی
هر جا هستی خوب و خوش باش، تا ابد بغض صدامی
تو رو محض لحظه هامون نشه باورت یه وقتی
که دوست ندارم، اینو به خدا گفتم به سختی
من اگه دوستت نداشتم پای غمهات نمی موندم
واست این همه ترانه، از ته دل نمی خوندم
اگه گفتم برو خوبم، واسه این بود که میدیدم
داری اب میشی،میمیری اینو از همه شنیدم
دارم از دوریت میمیرم در کنار من نسوزی
از دلم نمیری عمرم نفسهامی که هنوزم
تو رو محض خیره هامون که نفس نفس خدا شد
از همون لحظه که رفتی روحم از تنم جدا شد
تو که تنها نمیمونی ، منه تنها رو دعا کن
خاطراتمو نگه دار اما دستامو رها کن
دست تو اول عشقه بسپرش به آ خرین مرد
مردی که پشت یه دیوار واسه چشمات گریه میکرد...
تو رو از خدا میخواستم....؟؟؟
تو رو از خدا می خواستم تو شبی که بارش ابر از اسمون چشمام بارید و شد تنم سرد....؟؟؟؟؟
اسمتو من نوشتم با یک مداد مشکی که مونسم تو باشی تو که صدای عشقی
افتاب از نردبون صبح واسم یه دست تکون داد با یک نگاه اشنا طلوع و باز نشون داد
سر ورقای دفتر من پر شدن از گل یاس این عشقایی که میگن تو خواب یا تو رویاست
منی که عاشقونه دلم رو بت سپردم روزی چند بار از غصه میمردمو می مردم
از بس که رنج کشیدم یه روز خوش ندیدم پا به پای پرنده توی قفس دویدم...........؟
کاش می شد......؟؟؟؟؟؟؟
کاش می شد رو گونه هات بوسه های عشق و کاشت کاشکی این قلب منم یکی مثال تو رو داشت
خونه ی قلب من از نگاه تو ویرونه شد تا نگاه کردی به من طفلی دلم دیوونه شد
همه انتظار من یه روز به تو رسیدنه توی اسمون عشق یه روز با تو پریدنه
نقش تصویر منو تو رو تو قاب کشیدنه از لبای تو فقط دوست داشتنو شنیدنه....؟؟؟
شهر عشق......؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
شهر من شهر جدایی کوچه های بی لالایی رفتن تو موندن من بر سر هر چی دو راهی
تو عبور از هر خیابون دل من میگیره اسون یاد روزای گذشته منو کرده درب و داغون
کوچه پس کوجه ی این شهر واسه من خاطره داره پارک و میدون و خیابون تو رو یاد من میاره
توی بلوار دلتنگی دلم از غصه میگیره میرسم جراغ قر مز طفلی این دلم میمیره
پشت این چراغ قرمز می ایستم بدون تو من وقتی این چراغ سبز میشه میمیرم تو غصه وو غم
حالا نیستی با خیالت میرم از شهر جدایی میرمو پامو میزارم توی فصل بی صدایی
موندن من توی این شهر خیلی مشکل خیلی سخته دوری تو واسه ی من مثل برگ بی درخته
عا شق شکسته دل
ای عاشق شکسته دل غصه نخور غصه نخور کز میکنی یه گوشه ایی بغض گلوت و سر ببر
خالی بکن هر چی که هست از اون دلت که زود شکست دیدی که سهم تو از عشق حسرت بود و به دل نشست
سخته ولی چاره چیه باید فرا مو شش کنی......؟؟؟ باید ازش دل بکنی باز ترک اغوشش کنی .....؟؟؟
می دونم عاشقش بودی خواستی که لایقش باشی خواستی که تو دریا ی عشق همیشه قایقش باشی
هی میره از تو دور میشه عذاب به این تنت میاد هی میگه دوست ندارم دیگه سراغت نمی یاد
شمارش عشق........؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
بشنوید شما داستان عشقم با شمارش اعداد نوشتم
1و2و3 روز حادثه عشقم میرسه 4و5و6 قلب من اتیش زخم زبون نیش
7و8و9 رسیدم به تو قلبم مال تو شمارش معکوس این اعداد
اون از پیشم رفت ای دادو بیداد 9و8و7 عشق از پیشم رفت
6و5و4 موندم من بی یار 3و2و1 رفتم توی فکر..؟؟؟
اتیش عشق.؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
تو دلم اتیش عشقت تو سرم هوای رفتن ندارم دلی بزارم پیش تو واسه شکستن
من از اینجا بی تو میرم اینو از من به تو گفتن هیچکسی پیدا نمشه مثل من واسه تو مردن
مردمو در تو ندیدم عشقو از تو نشنیدم عشق تو باب دلم بود به تو هرگز نرسیدم...؟